عاشقانه

دانلود رمان عاشقانه برج زهرمار و دختر شیطون بلا به صورت pdf

همیشه با خودم فکر میکنم چرا یه شب گردون این پسره بیشعور و محکم با این دستام نمیگیرم تا خفش کنم

همیشه با خودم فکر میکنم چرا یه شب گردون این پسره بیشعور و محکم با این دستام نمیگیرم تا خفش کنم از شرش خلاص بشم ولی هربار که فکر میکنم کنارش چه قدر کیف میکنم از تصمیمم پشیمون میشم
یکهو از روی تخت جستی میزنم یه جرقه بزرگ توی سرم زده شده بود
برج زهر مار و دختر شیطون بلا وایسا ببینم چرا که نه؟ یه طوری این کارو میکنم که نمیره فقط زجر بکشه یا اصلا میتونم بدتر مثلا….
خنده مرموزانه ای کردمو با تخسی گفتم:آقا آرسام بچرخ تا بچرخیم لاستیک ماشین خوشگل منو پنچر میکنی؟ دارم برات
با هیجان پتوی رو تخت رو کنار زدم و برای عملی کردن نقشه راهی شدم و…

غرورم…
لعنتی ترین ویژگی دوست داشتن من است…
زندگیم بر پایه اش بنا شده…
همه چیزمه…
غرورمو نشونه نگیر…
چون… هستیمو به آتیش میکشم…
من برای هرچیزی نمیجنگم…
اما غرورم…
فرق میکنه…
من به مردم…
یه مرده مغرور سرد…

برج زهرمار و دختر شیطون بلا سرد و مغرور نبودم اما زمانه باهام این کارو کرد…
مغرورم به خاطر همین تنهام شاید چون تنهام مغرورم…
اکنون به اینجا رسیدم…
اما وقتی تو آمدی…
زندگیم خلاصه شد در حرص خوردن و عاشقی کردن
و این بود نقطه آغاز زندگی مجدد من..
برج زهرمار……………………………..:)
و………….
(:………….
دختر شیطون بلا………:)

برای آخرین بار خودمو توی آینه نگاه میکنم
پسری قد بلند با موهای مشکی که به راحتی حالت میگرفتن چشمای آبی پررنگ خیره کننده با مژه های نسبتا بلند مشکی هیکلی پر و ورزشکاری که برای به دست آوردنش تلاش زیادی کرده بودم
به خودم نگاه می کنم خیلی وقت بود خوده واقعیمو فراموش کرده بودمو توی این شخصیت فرو رفته بودم دیگه چیزی از اون آرسام نه سال پیش باقی نمونده بود کلا اون ارسام مرده بود و ارسام دیگه ای به جاش متولد شده بود شهرت و مقام و جایگاه رو اضافه کنم ثروتم خیلی بالاتر از قبل رفته بود غرورم جای شیطنتام جدی بودنم جای مزه پرونی هام و سرد و خشک بودن جای محبت کردن به اطرافیانم نشسته بود و بانی تمام این اتفاقات دختری بود به اسم آرمیتا

 

دانلود

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن