عاشقانه

دانلود رمان حالم عوض میشه به صورت pdf

سلام مریم بانوی خودم، بخدا این دفعه بگی خانوم.... جواب سلامتم نمیدم... چهل و هفت بار گفتم... من از کلمه ی خانوم خوشم نمیاد.... مگه تو نوکر مایی جیگر...

 

سلام مریم بانوی خودم، بخدا این دفعه بگی خانوم…. جواب سلامتم نمیدم… چهل و هفت بار گفتم… من از کلمه ی خانوم خوشم نمیاد…. مگه تو نوکر مایی جیگر…؟ بعد لپ توپولو شو محکم بوسیدم.
خانوم آخه نمیشه… این از شما و دلناز خانوم… این از مامانتون… بالاخره کارگری گفت تو حرفش پریدم: مریمی، این جا اینقد بهت بد میگذره که خودتو کارگر می بینی…؟ نه بخدا این چه حرفيه … اینجا هر چقدر کار میکنم خسته نمیشم..ولی جای قبلی که منو حسین آقا کار میکردیم همش قربان… آقا و خانوم میگفتیم.. اینه که دیگه ورد زبونمون شده..
عادت میکنی… هر چند از اسم مسخره ام خوشم نمیاد ولی از … خانوم بهتره…
نه خا… ببخشید .. دلپذیر جان …. اتفاقا اسمتون خیلی قشنگه مادر … در حالی که صبحانه می خوردم با دهن پر که یکی از عادت همیشگیم

با زنگ خوردن چیزی تو گوشم از جا پریدم ، یه نگاهی به تختم انداختم …..کنار بالش..لابلای پتو….. خدایا این دفعه کجا افتاده….اه … با این زنگ مسخره اش … اها… با کله به نگاهی به زیر تخت کردم…. تنها جایی که نگشتم… با هزار مشقت از بین پوست موز و آشغال های چیپس و پفک پیداش گردم…و با حرص شادی رو که برای شانزدهمین بار زنگ زده بود ریجکت کردم…. دختره ی بیشعور…. میگم بش وقتی خوابم زنگ نزنا…. حالیش نمیشه… یه خمی ا
زه ی پدر مادر دار… که دهنمو به اندازه ی اسب آبی باز می کرد کشیدم و به سمت دستشویی راه افتادم…. داشتم صورتمو خشک میکردم که نگاهم به موهای سیخ سیخیم….. که هر کدام به چه سمت رفته بود افتاد…. جای دلناز خالی که بگه…. تو با این قیافت کافیه بری تو عروسیا… تا مردم بفهمن چهره ی واقعیت چجوریه…. با آرامش و سلانه سلانه .. رفتم به سمت آشپزخانه… مریم خانوم تا دیدم لباش به لبخند باز شد. سلام خانوم، صبح بخیر

دانلود رمان
برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن